-
دبگه بیدار نمیشی با نگرونی
1403/02/30 21:20
خستم. رفتیو آدمکارو جا گزاشتی قانون جنگل زیر پا گزاشتی . دلتو بردی با خود یه جایه دیگه . میدونم میبینمت یه روز دوباره . خیلی خستم . آسیب دیدم . احساساتم بر افراشته شده . غمگینم. دلم میخواد که برم بک گوشه از این جهان هستی. بین ستاره هاییکه میلیون ها سال نوری از زمین دورن . یک قسمت کور از ابن جهان هستی بشم که شاید...
-
امشب
1403/01/31 21:05
امشب دوباره اتفاق افتاد . امشب باز تنها شدم . یعنی باز هم به اون نقطه رسیدم که هیچ آدمی به من نزدیک نیست . آخرین بار که در این حالت بودم یک سال و نیم پیش بود . مثلا ۵۰۰ روز پیش . بیشتر از ۵۰۰ تا اتفاق و خاطره ولی ساخته شد . و در نهایت دوباره الان ۱۹ اپریل ۲۰۲۴ ، باز تنها .
-
من مست
1403/01/06 22:12
انقدر دلم میخواد بنویسم . شاید بیش از ۱۰ بار خواستم بنویسم . اینجا . جاییکه هیچکس نمیبینه . و فقط برای دل خودمه . دروغ چرا . حرفایی که قراره فلبداعه بیاد تو ذهنم و من بنویسمشون . ازشون میترسم . دیدم که چنتا متن دارم که قبلا نوشتم تو همین وبلاگ ولییییییی منتشر نشده . نمیدونم چرا ... یادم نمیاد چرا منتشر نشده . وضعیت...
-
لیلا
1402/12/11 23:06
بگو چنند این حس بین اشک و لبخند
-
یادداشت نمیدنم چند
1402/11/22 22:05
انقدر آمار از دستم در رفته که نمیدنم آخرین نوشتم کی بود . سال ۹۷ فکر میکنم یا همین حوالی . تغییرات جزئی زیاد بوده ولی از بالا که به داستان نگاه کنی تغییرات چندانی نبوده . شابد از ۷ سال پیش تا الان ۲ تا شخص جدید به من نزدیک شدن . ولی من نه بهشون انقدر . لامصب ۷ سال ۲ نفر . خنده داره نه ؟! تقریبا ۱۱ ماه هست که هر شب...