هوس سیگار کردم. ابلهانه بود. سال ها بود سیگار نمی کشیدم.
بله اما حالا دلم می خواست، زندگی همین است… اراده ی
راسختان را در ترک سیگار تحسین می کنید و بعد یک صبح سرد
زمستان تصمیم می گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت
سیگار بخرید.
تنها نشسته ای
چای می نوشی
و سیگار میکشی
هیچ کس تو را به یاد نمی آورد.
این همه آدم
روی کهکشان به این بزرگی
و تو حتی
آرزوی یکی نبودی.
وقتیکه چالش های سنگین و مبارزات را در بازی رسیدنت اویل 4 پشت سر میگزاشتیم و بدون محمات و خون دنبال یه پناه گاه بودیم فقط دیدن یه صحنه مارو خوشحال میکرد. و اون هم دیدن تلگراف زنگ زده ای بود که معمولا کنارش مقداری محمات و تیر و... بود. وقتی که وارد تلگراف میشدیم دیکه خیالمون راحت بود که اینجا دیگه هیچ زامیی ای وجود نداره. و یه اهنگ ملایم که این روزا تمام خاطرات رسیدنت اویل 4 باهاش زنده میشه پخش میشد. این اهنگو برای شما دوستان آپ کردم. لذت ببرید از خاطرات
چندی پیش یه بازی برای (PSN (play station store عرضه شد به اسم Rain یا باران که واقعا خیلی زیبا بود همانطور که از اسمش پیداست این بازی دارای موسیقی های فوق العاده ای بود که زیر بارونی که در بازی در جریان بود واقعا غمی رو با خودش به دوش می کشید که با کلمه نمیشه گفت. من 3 تا از بهتریناشو براتون میزارم که دومی رو اول میزارم . من تضمین میکنم که از دانلود این اهنگ پشیمون نمیشین .
این اهنگ مربوط به یکی از مرحله های فارکرای 3 که ما یه باغ ماری جوانا رو به آتش می کشیمه. من خیلی دنبال این اهنگ گشتم. بلاخره پیدا کردم. واسه شما دوستانم هم واسه دانلود گزاشتم. پیشهاد میکنم با صدای بلند و باسه زیاد گوش کنید.