af5h1n blog - بلاگ افشین

Afshin_2033 ای دی اینستاگرام

af5h1n blog - بلاگ افشین

Afshin_2033 ای دی اینستاگرام

بارون

اگه این بارون های تفلیس نبود، شاید خیلی زود تر از اینها اینجا ترک میکردم.

اگه ، تو زیر سیگاریت اگه، 

باران میزند و من به لامپ های دور دست نگاه میکنم . به آپارامانهایی که چراغشون روشنه . 

به داستانهایی که در هر خونه در جریانه ‌. 

به داستان خودم . به داستان های گذشته خودم . و خیلی خیلی کم به داستانهای آینده ی خودم . 

به بوی غذایی که از آپارتمانهای همسایه به مشام می رسد . 

به بوی غذای مادر خودم ‌ .

به سرنوشت که نمیدونم بهش معتقدم یا خیر . 

به آسمونیکه همجا یک واکنش نداره . 

به آبجوی تنها مانده به روی مبل . 

به سکه ی منتظر که بره تو آسانسور . 

به شیشه ی شکسته در فریزر یخچال که نباید توش آب میریختم . 

به سوسیس های تاریخ گذشته در یخچال که شاید یک روز برای سگ های محلیمان میبرمش . 

بارون تند تر و تند تر میشه . 

هرچقدر هم اگرکه بارون بیاد تو خونه من پنجره هارو نمیبندم . 

بارون اشک خداست . 

وقتیکه خودم گریه میکنم تا جاییکه بتونم اشکامو پاک نمیکنم . 

اشکها باید بچکن . اونها مسیر افتادنشونو پیدا میکنن . 

نمیدونم چمه . 


نظرات 1 + ارسال نظر
samar 1403/06/03 ساعت 22:03 https://glassbubbles.blogsky.com/

بعید می دونم کلا کسی بدونه چش هست اون کسایی هم که میدونن کاری نمی تونن بکنن. ولی عجب متن گیرا و دلنشینی بود شبیه یه موزیک ویدیو کوتاه بود. سرراست و ساده و صادقانه. لذت بردم

ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد